تبليغاتX
ناگفته های تارا - ملکه بودن یا نبودن مسئله این است!

کتا ب " دخترم فرح" را میخواندم . کتاب جالبیه اگر کسی به موضوعات تاریخی علاقه منده توصیه میکنم این کتاب را بخونه.

کلا کتاب های زیادی در مورد رویداد انقلاب ایران نوشته شده که برخی از آنها متعلق به شخصیت های نزدیک به دربار و حتی خود اعضای خاندان پهلوی است که به باور بیشتر تحلیلگران مسائل ایران، دو کتاب " پاسخ به تاریخ" محمردضا پهلوی  و " دخترم فرح" خاطرات بانو فریده دیبا( مادر فرح) برجسته تره . گرچه در بسیاری از این کتابها نویسنده کوشیده خود را مبرا از هر گناهی بداند و گناه فروپاشی رژیم را به گردن دیگری بیندازد، مادر فرح به علت ناآشنایی با ساخت و پاخت های سیاسی و غلبه احساسات زنانه بر مصلحت اندیشی، در کتاب خاطراتش بی پرده تر از دیگران سخن گفته و شاید گفته هایش نسبت به دیگر آثار نزدیکی بیشتری با حقیقت داشته باشد.

 

در پایان این کتاب توسط فریده دیبا جمله ای به عنوان حسن ختام آورده شده بدین مضمون:

من هنوز هم متوجه نشده ام که براستی در انقلاب ایران چه اتفاق روی داد و چه شد که محمد رضا در اوج عظمت به حضیض ذلت افتاد، فقط این را میدانم که اگر یک بار دیگر زندگی ام تجدید شود حاضرم دخترم را به یک کار گرو یا کارمند ساده بدهم و نگذارم زن شاه مملکت شود.

در مورد قسمت اول گفته ایشون توضیحی نمیدهم چون همه تا اندازه زیادی شنیدیم و میدانیم و در ادامه سخن شون کاملا مشخصه که اگرانسان دوباره به گذشته برگردد بدون داشتن تجربه و عدم آگاهی ها نسبت به اتفاقات آینده تصمیماتی که اتخاذ میکند تفاوتی نخواهد کرد مگر این که با آگاهی از سرنوشت و اتفاقات آینده(امروز) بتوان تصمیم درست تری گرفت که به دلیلی ناتوانی ما در مطلع بودن از آینده و برگشن تاپذیر بودن گذشته چنین امری امکان پذیر نیست و در صورتیکه منظور ایشون یک پیام اخلاقی به دخترخانوم ها  باشه که اگر یه روز شاه  مملکتتون ازتون خواستگاری کرد یه موقع  نکنه بهش جواب مثبت بدبد چون عاقبت ملکه شدن بدبختیه البته بدبخت به معنای رانده شدن از خانه و مملکت خویش.خب این هم دقیقا مشخص نیست چون شاهانی در سرتاسر جهان بودند که حکومت هاشون پایدارو مورد احترام مردم مملکتشون بوده و زنانشون هم با خوشی کنارشون زندگی کردند بنابراین این بستگی به شاهش داره و بهتره دختری که ستاره بخت و اقبال بهش روکرده و جناب پادشاه ازش خواستگاری کرده اول سبک سنگین کنه ببینه مردم اون کشور چقدر از شاهشون رضایت دارند و احتمال براندازی حکومت  اون شاه چقدره.گرچه سیاست این قدر بی پدر مادره که خیلی  اتفاقات را هم نمیشه در اون پیش بینی کرد و اما اگر منظور ایشون این بوده که دخترها نباید در ازدواج گول زرق وبرق زندگی و شوکت و مکنت و مقام و ثروت خواستگارشون رو بخورند بلکه باید براساس شخصیت و انسانیت، همسرشون را انتخاب کنند کاملا حق با اوست.

 

 

----------------

 

پی نوشت:

 

۱- من اصلا سیاسی نیستم. البته یک سری عقاید پایه ای دارم ولی سنگ هیچ گروه و حزبی را  به سینه نمیزنم. تاریخ همیشه برام جذاب  بوده و دوست دارم ازش درس بگیرم.پر واضح است که امروز و همین لحظه ی ما هم  تاریخ آیندگانمان است و آنان نیز ما را نقد خواهند کرد.

 

۲- دوست عزیزی به نام رضا مهربان چند وقتیه که دراینجا کامنت میذارن و منو از نظرات ارزشمندشون بهره مند میکنند وهر بار هم گلگی میکنند که چرا به وبلاگشون سر نمیزنم. جالب اینجاست که هیچ آدرسی هم به جا نمیذارند که من بدونم کدوم وبلاگ باید برم.امیدوارم این دفعه کامنت هاتون با آدرس وب سایت باشه دوست عزیز.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 20:36  توسط تارا  |